او در پیامش نوشته بود: "بعضی جاهاش {مطلب امام زادگان تبادکان مشهد} راسته بعضی جاهاش نه.
خودت هم میدونی. من شما رو از نزدیک میشناسم خیلی هم دغدغه دین ندارید. خوب شد {انتخاب نشدید} چون تحملتون یا چی میگن شرح صدرتون کمه"
پاسخ من چنین است:
1- من شما را نمی شناسم! شما می توانید هر کسی باشید که ادعای شناخت مرا دارد و بعد هر چه می خواهد می گوید. حتی اگر قبول کنیم که شما مرا و شناسنامه ام و ... را می شناسید، آیا این دلیل می شود که میزان دینداری ام را درست تخمین زده باشید؟ شما دغدغه دین را با چه می سنجید؟ با ترازوی دیجیتالتان؟ با مسجد رفتن یا نرفتنم؟ با شرکت در راه پیمائی با نماز جمعه ام؟ با زیادی دعا و نماز و ....؟ با چه می سنجید؟ اگر ملاکتان به زیادی دعا و نماز باشد، خوارج از علی ع مسلمانتر بودند. اما چرا علی ع حاضر شد چنین مومنان "دو آتشه" ی مسلمانتر از خودش را از دم تیغ بگذراند؟ تصور شما از دینداری چیست؟ لطفا آن را برایم تعریف کنید و ملاک اندازه گیری اش را برایم بنویسید.
گذشته از این، مگر کارکرد اصلی دین چیست؟ عبادات ظاهر دین است یا باطن آن؟ مگر دین جز برای رها کردن "انسان" از شر قیود و شرک آمده است؟ دینی که انسان را دربند عادات و خرافات کند و متدینینش را به پوسته اش مشغول کند، در تعریف کدام امام معصومی دین است؟ آیا به صرف اینکه کسی نواده سی ام یا بیشتر امام بوده است، حجیت بر ما تمام می شود که پرستشش کنیم و از او پیش خداوند شفاعت بطلبیم؟
کتاب شهید مطهری را درباره "تحریفات عاشورا" بخوانید. مگر "حسن مثنی" جزء خاندان امامت در سده اول هجرت نبود؟ آیا او انسان صالحی بود؟ "جعفر کذاب چه"؟ آیا او فرزند امام، برادر امام و برادر زاده امام نبود؟ آیا این نسبتهای "خونی" دلیل بر پاکی او می شود؟ مگر یادمان رفته است که "بهترین انسانها در پیش خداوند، پرهیزگاران مردمند"؟ آیا این آیه صریح قرآن تبصره یا استثنایی هم دارد؟ همه انسانها در نزد خدا محترمند. مگر آنکه خلاف خواسته او کاری انجام داده باشد. انسانها یا در آفرینش با هم برابرند یا در دین.
تو راست می گوئی: من دغدغه دین ندارم! من به دینی که تو و امثال تو از آن دم می زنید، ایمان ندارم! از آن متنفر و بیزارم!
2- گفته ای: " خوب شد به . . . نرفتید چون تحملتون یا چی میگن شرح صدرتون کمه"!
شرح صدرم درباه چی کمه؟ درباره خرافات؟ درباره ضایع کردن حقوق ملت؟ روشن کنید برایم؟ وقتی که علی ع کمترین تحملی را نسبت به بی احترامی به زن یهودی بر نمی تابد و مردن مسلمان را بهتر از پذیرش چنین ننگی می داند، چگونه می توان در برابر انبوه نادرستی و ناراستیها ساکت بود و بر نیاشفت؟ معلوم نیست این "شرح صدر و بی خیالی تاریخی" ما را به کجا ببرد؟
من می ترسم! دنیا و دین و غیرت و شرافتمان دارد از بین می رود و آنگاه تو سخن از شرح صدر میکنی؟
3- خودت گفته ای: " بعضی جاهاش راسته"!
الحمد لله! شما همین مقدار را هم بپذیری من در کار خودم موفق بوده ام . کاش روشن می کردی " کجاهاش راسته و کجاهاش نه"!
4- اگر بار دیگر خواستید پیام بگذارید و به دروغ تهمت بزنید حداقل خود را معرفی کنید و نشانی بگذارید و گرنه حق دارم پیامتان را حذف کنم. این بار به احترام مخاطب خود حذف نکردم.

